روژان، رادمان، رادمهرروژان، رادمان، رادمهر، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 4 روز سن داره

سه قلوهای من

واکسن 18 ماهگی و فرارسیدن ماه مبارک رمضان

سلام نی نی های من عزیزای دل مامان با تمام اذیتهای مداومی که دارید خیلی دوستتون دارم ماه مبارک رمضان با تمام مبارکیش فرا رسید یه احساس غریبی دارم چون نمی تونم روزه بگیرم خیلی خیلی ناراحتم الان دقیقا" 3 سال میشه نتونستم روزه هامو بگیرم وقتی زمان افطار میشه یه احساس خاصی پیدا میکنم دلم میشکنه که من روزه دار نیستم خدایا توفیق بده که بتونم سال آینده روزه داری کنم بالاخره موفق شدیم بریم واکسن 18 ماهگیتونو بزنیم روز سه شنبه رفتیم مرکز بهداشت نزدیک خونه مامان بزرگ با مامان بزرگ و عمه رفتیم وقتی وارد شدیم خیلی شلوغ بود وقتی نوبت ما شد نمی دونم چرا انقدر مامانی استرس داشت وقتی به نوبت بهتون واکسن زدن شما گریه میکردید انگار قلب مامانی رو داشتن خنجر...
30 تير 1392

سومین مسافرت

سلام نی نی های عزیزم دوستتون دارم از همه دنیا بیشتر و از خدای مهربون کمتر نی نی های گلم بازم موقع واکسنتون رسید و طبق معمول شما مریض شدید قرار بود بریم واکسن 18 ماهگیتونو بزنیم ولی دوباره سرماخورده بودید و گلو درد داشتید دوباره آنتی بیوتیک خدایا دیگه حالم از هرچی دکتر و دارو هست بهم میخوره انقدر که من شما رو می برم دکتر خود دکتر هم تعجب میکنه نمی دونم چرا بدنتون انقدر ضعیفه و مقاوم نمیشه قرار بود دوهفته پیش بریم مسافرت ولی عمه نسرین گفت میخواد عمه مجید رو پاگشا کنه که نرفتیم و هفته پیش رفتیم ولی نمی دونم چرا اونا زمانی که ما نبودیم دعوت کردن؟؟؟؟؟ در هر صورت ما روز چهارشنبه با مامان بزرگ و دایی راه افتادیم اول قرار بود بریم شمال...
16 تير 1392
1